راهنمای ترجمه متون زبان انگلیسی

Posted in سایر - آموزش

( 3 Votes )

در هنگام ترجمه متون، مقالات و تحقیقات انگلیسی به فارسی به نکات زیر توجه کنید.

1- حذف ضمیر در جملات مرتبطی که پشت سر هم تکرار می شوند: مثلا

پس شما منابعي داريد اما هرگز شما نمي‌دانيد که داراي چنين منابعي هستيد تا اينکه شما حرکت کنيدو به آنها فرصت نمايان شدن را بدهيد.

You’ve got the resources. But you never know you’ve got them until you act- and give them a chance to work for you.

کافيست "شما"ي دوم و سوم را حذف کنيد تا جمله سليس‌تر شود.

 

۲) رعايت نکردن زمان جمله ‌ها: در جمله‌هاي پايه و پيرو در فارسي، زمان جملات پيرو با زمان جمله‌هاي پايه مطابقت ندارد و بايد به صورت حال باشد. مثلاً

اگر آنها مي‌دانستند که داراي منابع بسيار زيادي بودند، اين موضوع به آنها در به دست آوردن اعتماد به نفس براي مواجه با مشکلات و حتي يک بحران خيلي بزرگ کمک مي‌کرد.

If they only knew they had these deep resources, it would help give them the self-reliance to meet most problems, even a big crisis.

کافيست زمان فعل جمله پايه را به "هستند" تبديل کنيد تا جمله درست شود.

 

۳) ترجمه ضمير انگليسي it، و ضماير اشاره this، و that در فارسي: در بسياري از موارد ضماير it، this، و that چه فاعلي و چه مفعولي، به "آن" و "اين" در فارسي ترجمه نمي‌شود، بلکه بايد مرجع ضمير را يافت و آن را به جاي اين ضمير به کار برد. در غير اين صورت، مي‌توانيد از اصطلاحِ اين مساله، اين مطلب،‌ اين امر، و اصطلاحاتي نظير آن استفاده کنيد. مثلاً :

هر لحظه در انجام آن عمل شما جايز به خطا هستيد، هر تصميمي که شما بگيريد مي‌تواند اشتباه ديگري را به نتيجه مطلوبي برساند. اما نبايد اجازه بدهيم که آن باعث بر حذر داشتن ما از دست زدن به ريسک در اشتباه کردن، ريسک در شکست و ريسک در تحقير شدن بشود.

Any time you act you can be wrong. Any decision you make can turn out to be the wrong one. But we must not let this deter us from going to risk making mistakes, risk failure, risk being humiliated.

کافيست به جاي استفاده از "آن" از عبارت "اين مساله،" "اين امر،" يا عباراتي نظير آن استفاده کنيد.

 

۴) ترجمه کلمه but: هر چند اين کلمه به معناي ولي و اما است، ولي گاه به "بلکه" ترجمه مي‌شود مانند اين جمله:

غالباً تفاوت بين انسان موفق و انسان شکست خورده در توانايي برتر آن فرد و هم عقايدش نيست، اما جرئت است که باعث مي‌شود انسان بايد به عقايدش اعتماد کند، تا خطر سنجيده را انجام دهد و بر طبق آن رفتار کند.

Often the difference between a successful man and a failure is not one’s better abilities nor ideas, but the courage that one has to bet on his ideas, to take a calculated risk- and to act.

 

۵) ترجمه کلمه once: اين کلمه در انگليسي نقش دستوري پيروساز را دارد و مي‌توان به جاي آن از کلمهwhenever يا  as soon as استفاده کرد. به اين جمله از ترجمه دوستتان توجه کنيد:

يکبار به جلو حرکت کنيد،‌شما مي‌توانيد در هنگام حرکت روشتان را اصلاح کنيد.

Once you’re moving forward you can correct your course as you go.

 

۶) استفاده از جفت‌هاي مترادف در ترجمه: تعدادي از دانشجويان از جفت‌هاي مترادفي نظير شهامت و شجاعت، دست به کار شدن و وارد عمل شدن و نظاير آن استفاده کرده بودند، که در اينجا لزومي نداشت و ضعف ترجمه بود. لازم به ياد‌آوري است که اين جفت‌هاي مترادف را به سه منظور استفاده مي‌کنيم: الف) براي تاکيد بر موضوع و ايده، ب) براي محدودتر کردن حوزه معنايي قسمت اول، پ) براي ايجاد سبک

 

۷)  استفاده از برخي لغات و ساختارهاي غير فارسي و غلط مانند "گاهاً" و "جرعت" و " مي‌باشد"، و "زبان عاميانه و ساختارهاي شکسته"، و استفاده از نکره ساز يک+اسم+ي که بيشتر ساختاري عاميانه است مانند "يک مشکلي" و استفاده از صفت مبهم "هر" به جاي "هيچ" در جملات منفي، و نظاير آن.

 

ترجمه‌اي نمونه:

 

Nothing in this world is ever absolutely certain or guaranteed. Often the difference between a successful man and a failure[1] is not one’s better abilities nor ideas, but the courage that one has to bet[2] on his ideas, to take a calculated risk- and to act. We often think of courage in terms of heroic deeds[3] on the battle field, in a shipwreck, or similar crisis. But every living[4]requires courage, too, if it is to be effective. Standing still, failure[5] to act, causes people who are faced with a problem to become nervous, feel “stymied,”[6] “trapped,” and can bring on a host of physical symptoms.[7]

I tell such people: “Study the situation thoroughly, go over[8] in your imagination the various courses of action[9] possible to you and the consequences which can and may follow from[10] each course. Pick out[11] the course which gives the most promise[12]- and go ahead[13]. If we wait until we are absolutely certain and sure before we act we will never do anything. Any time you act you can be wrong. Any decision you make can turn out[14] to be the wrong one. But we must not let this deter us from going to risk making mistakes, risk failure[15], risk being humiliated. A step[16] in the wrong direction is better than staying “on the spot”[17] all your life. Once you’re moving forward you can correct your course[18] as you go.

Be willing to make a few mistakes, to suffer a little pain to get what you want. Don’t sell yourself short[19]. Most people don’t know how brave they really are. In fact, many potential[20] heroes, both men and women live out[21] their lives in self-doubt[22]. If they only knew they had these deep resources, it would help give them the self-reliance to meet most problems, even a big crisis. You’ve got the resources[23]. But you never know you’ve got them until you act- and give them a chance to work[24] for you.  So, practice acting boldly[25] with courage in regard to “little things.” Do not wait until you can be a big hero in some dire[26] crisis. Daily living also requires courage- and by practicing courage in little things, we develop the power and talent to act courageously in more important matters.

در اين دنيا هيچ چيز هرگز مسلّم و حتمي نيست. چه بسا فرق افراد کامياب و ناکام به داشتن توانايي‌ يا ايده‌هاي بهتر نيست، بلکه به شهامتي است که فرد به واسطه آن به خود اتکا مي‌کند، خطري حساب‌شده را به جان مي‌خرد- و دست به کار مي‌شود. شهامت را غالباً اعمال شجاعانه‌اي مي‌دانيم که در ميدان نبرد، به هنگام غرق شدن کشتي و يا بحران‌هايي نظير آن از انسان‌ها سر مي‌زند. ولي خودِ زندگي‌ نيز، اگر به دنبال زندگيِ ثمربخشي باشيم، شهامت مي‌خواهد. يکجا ايستادن و دست روي دست گذاشتن انسان‌هايي را که با مشکلي مواجهند عصبي مي‌کند، و به آنها اين احساس را مي‌دهد که "همة درها برويشان بسته است" و "گرفتار" شده‌اند، و حتي مي‌تواند موجب بروز علايم بيماري‌هاي جسمي متعدد در آنها نيز بشود.

توصيه من به اين افراد اين است: "موقعيت را کاملاً بررسي، و راهکارهاي ممکن و پيامدهاي حتمي و احتمالي هر يک را در ذهنتان مرور کنيد. سپس اميدبخش‌ترين راهکار را انتخاب کنيد- و معطل نشويد. اگر قرار باشد تا زماني که از نتيجه کارمان صددرصد مطمئن نيستيم، دست به کار نشويم، هيچگاه کاري از پيش نخواهيم برد. هر زمان که دست به کاري مي‌زنيم، ممکن است اشتباه کرده باشيم، و هر زمان که تصميمي مي‌گيريم، ممکن است تصميم اشتباهي گرفته باشيم. ولي نبايد صرف اينکه مبادا اشتباهي کنيم، ناکام شويم، و يا سرافکنده گرديم، دست روي دست بگذاريم و خطر را به جان نخريم. گام برداشتن در مسير خطا بهتر از "بلاتکليفي" در طول زندگي است. زماني که به پيش مي‌رانيد، مي‌توانيد مسيرتان را اصلاح کنيد.

از ارتکاب چند اشتباه کوچک و تحمل قدري رنج و سختي براي رسيدن به خواسته‌هايتان نترسيد. خودتان را دست کم نگيريد. اکثر مردم نمي‌دانند که واقعاً چه شهامتي دارند. در واقع، بسياري از مردان و زناني که مي‌توانند قهرمان باشند، در طول زندگي‌شان خود را باور ندارند. اگر فقط مي‌دانستند چه توانايي‌هاي شگرفي دارند، چنان اتکاي به نفسي پيدا مي‌کردند که مي‌توانستند از پسِ بسياري از مشکلات، حتي بحران‌هاي بزرگ، برآيند. شما نيز توانايي‌هاي شگرفي داريد، ولي تا زماني که وارد عمل نشويد، و فرصتي براي بروزشان فراهم نکنيد، هرگز به وجود اين توانايي‌ها پي نخواهيد برد. پس، تمرين کنيد و در "امور کوچک" شهامت به خرج دهيد. قهرمان شدن فقط به اعمال شجاعانه در بحران‌هاي بزرگ نيست. پس منتظر نمانيد. زندگي روزمره نيز به شهامت احتياج دارد- و به خرج دادن شهامت در امور کوچک، توانايي و استعداد انجام اعمال شجاعانه در امور مهمتر را در ما پرورش مي‌دهد.

 


 

[1] A person or thing that proves unsuccessful: He is a failure in his career. The cake is a failure.

[2] It shows some degree of certainty when used informally. To be sure of something.

[3] Often, deeds. an act or gesture, esp. as illustrative of intentions, one's character, or the like: Her deeds speak for themselves.

[4] The act or condition of a person or thing that lives: Living is very expensive these days. a particular manner, state, or status of life: luxurious living.

[5] Nonperformance of something due, required, or expected: a failure to do what one has promised; a failure to appear.

[6] n. A situation or problem presenting such difficulties as to discourage or defeat any attempt to deal with or resolve it. vt. to hinder, block, or thwart.

[7] Pathol. a phenomenon that arises from and accompanies a particular disease or disorder and serves as an indication of it.

[8] To examine: The mechanic went over the car but found nothing wrong. review.

[9] A particular manner of proceeding: a course of action. A way of acting or proceeding.

[10] Also follow on from: occur as a consequence or result of.

[11] To choose; designate: to pick out one's successor.

[12] something that has the effect of an express assurance; indication of what may be expected. Indication of future excellence or achievement: a writer who shows promise.

[13] To proceed without hesitation or delay: If you want to use my car, go ahead.

[14] To be found or known; prove.

[15] An act or instance of failing or proving unsuccessful; lack of success: His effort ended in failure. The campaign was a failure.

[16] A move, act, or proceeding, as toward some end or in the general course of some action; stage, measure, or period: the five steps to success.

[17] In a position of being expected to act or to respond in some way.in a difficult or embarrassing position.

[18] a direction or route taken or to be taken.

[19] to disparage or underestimate: Don't sell Tom short; he's really an excellent engineer.

[20] capable of being or becoming: a potential danger to safety.

[21] Spend the rest of one’s life in a particular place or particular circumstances.

[22] Lack of confidence in the reliability of one's own motives, personality, thought, etc.

[23] Often, resources. an available means afforded by the mind or one's personal capabilities:to have resource against loneliness. capability in dealing with a situation or in meeting difficulties: a woman of resource.

[24] Have the desired results.

[25] Not hesitating or fearful in the face of actual or possible danger or rebuff.

[26] Causing or involving great fear or suffering; dreadful; terrible: a dire calamity. Indicating trouble, disaster, misfortune, or the like:


http://www.iiauets.blogfa.com/post/14

نظرات 

 
+1 ترجمه متون انگلیسی در مشهدعمارتی دوشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۱ ، ساعت ۱۰:۵۶
ترجمه متون، مقالات، تحقیقات و کتاب های عمومی و تخصصی انگلیسی در مشهد با قیمت مناسب
شماره تماس: 09151196915
همچنین می توانید متون انگلیسی خود را خود از طریق ایمیل زیر ارسال و سپس ترجمه آن را دریافت کنید.
ایمیل:
پاسخ | پاسخ با نقل قول | نقل قول
 

افزودن نظر





کد امنیتی
بازنشانی

ورود به سایت